تحولات منطقه

دیپلماسی و شناخت اصول روابط بین‌الملل، کلید عبور از دروازه‌ای است که می‌تواند کشور را با کمترین هزینه از گردنه‌های سخت و دشوار عبور دهد.

فنون دیپلماسی موفق در اندیشه امیرکبیر
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

دیپلماسی و شناخت اصول روابط بین‌الملل، کلید عبور از دروازه‌ای است که می‌تواند کشور را با کمترین هزینه از گردنه‌های سخت و دشوار عبور دهد. مثلی قدیمی هست که می‌گوید «گرهی را که با دست باز می‌شود، نباید با دندان باز کرد»؛ دیپلماسی درواقع همان دستی است که باید به کار انداخت و تا توانایی و گره‌گشایی با آن ممکن است، به سراغ شیوه‌های دیگر نرفت. ورود فنون مربوط به دیپلماسی به ایران – البته در سبک و سیاق اروپایی آن – به دوره صفویه بازمی‌گردد، اما دیپلمات‌های ایرانی تا مدت‌ها قادر به تطبیق روش‌های سنتی خود با شیوه‌های مورد استفاده در اروپا نبودند و همین مسئله سبب فریب‌ خوردن‌ها و وقوع اشتباه‌های هولناکی می‌شد که گاه آسیب‌های جبران‌ناپذیری به منافع ملی وارد می‌کرد.

با آغاز دوره قاجاریه و آشنایی نسبی دیپلمات‌های ایرانی با شیوه‌های نوین دیپلماسی و البته تجربه آسیب‌های سنگینی مانند انعقاد قرارداد «فین‌کنشتاین» با ناپلئون و قراردادهای «مفصل» و «مجمل» با انگلیس، دیوانسالاران سنتی ایران دریافتند باید برای استفاده صحیح از ظرفیت دیپلماسی، با زبان بین‌المللی آن آشنا باشند. نخستین‌بار شخصیت‌هایی مانند قائم‌مقام فراهانی و عباس‌میرزا نایب‌السلطنه به این امر مهم توجه کردند و بعدها دولتمردان تیزهوشی مانند میرزاتقی‌خان امیرکبیر در سفر به روسیه و دیگر مناطق، با فنون گفت‌وگوهای دیپلماتیک آشنایی کامل یافتند. این روزها که دور جدیدی از گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا آغاز شده‌است، مرور برخی تجربه‌های ذی‌قیمت در تاریخ روابط دیپلماتیک ایران خالی از لطف نیست، به‌ویژه آنکه این تجربه‌ها توسط مردی وطن‌دوست و مدبر همچون امیرکبیر بدست آمده باشد. روایتی که در این گزارش می‌خوانید، گزارشی از نبرد دیپلماتیک چند ساله دیپلمات‌های ایرانی به ریاست امیرکبیر با عثمانی‌ها در شهر «ارزنةالروم» است؛ جایی که امروزه در خاک ترکیه قرار دارد.

مقدمه یک نزاع طولانی

روابط میان ایران و عثمانی از ابتدای دوره صفویه، رابطه‌ای پراز تنش و درگیری بود. دو کشور بر سر نواحی مرزی اختلاف نظر فراوان داشتند و همین مسئله سبب بروز جنگ‌های پی‌درپی و خانمان‌سوز می‌شد. به همین دلیل، یکی از دغدغه‌های اصلی دولتمردان ایران و نیز عثمانی، رسیدن به توافقی پایدار بود که همزمان با حفظ حقوق خودی، موجب ایجاد امنیت طولانی مدت در مرزها شود. وجود چنین امنیت و صلح پایداری می‌توانست به دو کشور برای حرکت در مسیر اجرای دیگر نقشه‌های داخلی و خارجی کمک شایانی کند. ایران و عثمانی در دوره صفویه چند معاهده صلح امضا کردند.

مشهورترین آن‌ها قرارداد صلح «آماسیه» میان شاه طهماسب یکم و سلطان سلیمان یکم بود که صلحی ۲۰ ساله را برای دو کشور به ارمغان آورد. با این حال، توسعه‌طلبی‌ عثمانی‌ها موجب تجدید نزاع شد و در تمام دوره افشاریه و زندیه، این جنگ و جدال‌ها باقی‌ماند تا اینکه در دوره قاجار و با توجه به درگیری‌های مداوم ایران و روسیه تزاری، لزوم برقراری آرامش در مرزهای غربی بیش از گذشته احساس شد. نخستین بار و در شرایطی که نیروهای نظامی ایران در نبردی سخت موفق شده‌بودند نیروهای عثمانی را از مستملکات ایرانی عقب برانند، با پیشنهاد دولت‌های روس و انگلیس نشستی برای انعقاد قرارداد صلح پایدار در شهر ارزنةالروم، جایی در شرق آناتولی برگزار شد؛ نشستی کشدار، پرچالش با مجادلات جدی دیپلماتیک.

نخستین معاهده؛ تجربه‌ای ناموفق

گفتیم که ایرانیان پیش از این معاهده بر عثمانی‌ها غلبه کرده‌بودند. بین سال‌های ۱۲۳۷ تا ۱۲۳۸ قمری ارتش ایران به فرماندهی عباس‌میرزا در اعتراض به کوچاندن ایلات سرحدات ایران به داخل خاک عثمانی و عدم توجه اسلامبول به اعتراضات بحق ایران، از مرز عبور کرد و شهرهای «قارص» و «وان» را گرفت. سپاه ۱۰هزار نفری ایران در این نبرد بر لشکر ۴۰هزار نفری عثمانی غلبه کرد. از سوی دیگر، ارتش ایران به سوی بغداد تاخت و این شهر را تهدید به تصرف کرد. به این ترتیب، غلبه نظامی و توان ایرانیان در این حوزه سبب شد عثمانی از درگیری سنگین خودداری کرده و با وجود شکست ایران در قفقاز و در مصاف با روسیه تزاری، از پیشنهاد نشست صلح توسط «کانینگ» سفیر انگلیس در اسلامبول استقبال کند. انگلیس که از ایجاد ایران مقتدر واهمه داشت، کوشید در نامه‌نگاری برای دعوت به نشست، عملاً کار را فیصله دهد، اما عقبه دیپلماتیک ایران، شامل دیوانسالاران هوشمندی بود که در رأس آن‌ها قائم‌مقام فراهانی قرار داشت و اجازه هرگونه سوءاستفاده را از انگلیسی‌ها سلب ‌کرد. با این حال، ایران در کمال حسن‌نیت و در گام نخست، «میرزامحمدعلی آشتیانی» را در شوال ۱۲۳۸ قمری به ارزنةالروم فرستاد و طبق معاهده‌ای که در آن نشست امضا شد، ایران مناطقی را که در خاک عثمانی تصرف کرده‌بود، به این کشور پس داد. اما آشتیانی، چنان‌که باید و شاید در تنظیم متن معاهده دقت لازم را نکرده و بسیاری ابهامات باقی‌ مانده‌بود؛ حدود مرزها به‌طور دقیق مشخص نبود و تابعیت ایلات و عشایری که در دو سوی مرز حضور داشتند، تعیین نشده بود. این مسئله بهانه‌ای شد تا در دوره محمدشاه قاجار دوباره نزاع مرزی بالا بگیرد و جدال آغاز شود. البته آغاز درگیری، بی‌ارتباط با تحریک انگلیسی‌ها نبود. در آن زمان، ایران برای پس گرفتن هرات تلاش می‌کرد و این شهر در محاصره نیروهای ایرانی بود. انگلیسی‌ها برای زیرفشار قرار دادن دولت ایران، خارک را اشغال کرده‌بودند و نقششان در درگیری‌های مرزی با عثمانی هم بر دولتمردان ایرانی پوشیده نبود. اما در همین گیرودار، سلطان محمود دوم (سلطان عثمانی) درگذشت و در دربار محمدشاه، موضوع تصرف بغداد و گوشمالی عثمانی‌ها به صورت جدی مطرح شد. با این حال، «صارم‌افندی» نماینده دولت عثمانی به ایران آمد و تهران را به قبول غرامت راضی کرد و قرار شد طرفین دوباره در ارزنةالروم درباره یک معاهده کامل و جامع گفت‌وگو کنند.

دور دوم مذاکرات

ریاست هیئت ایرانی در این نشست را یک دولتمرد کارکشته و باتجربه برعهده داشت؛ میرزاتقی‌خان فراهانی که بعدها به امیرکبیر مشهور شد. او پیش از این نشست، در دوره فتحعلی‌شاه قاجار و در هیئتی به ریاست شاهزاده خسرومیرزا به سن‌پترزبورگ فرستاده شده و از عهده مأموریت خود به‌خوبی برآمده‌بود. میرزاتقی‌خان از دست‌پروردگان قائم‌مقام فراهانی بود و صدراعظم محمدشاه به‌خوبی از استعداد این شاگرد توانمند آگاهی داشت. امیرکبیر افزون بر تجارب دیوانی در ایران، با زبان دیپلماسی بین‌المللی کاملاً آشنا بود. او در جلسات دور نخست معاهده ارزنةالروم نیز شرکت داشت. وی با تیزهوشی، شیوه‌های گفت‌وگو را در الگوی جدید دیپلماسی، ضمن سفرهای سیاسی‌اش فرا گرفته‌بود. به این ترتیب، نشست معاهده ارزنةالروم از ۱۵ ربیع‌الثانی ۱۲۵۹ آغاز شد و تا ۱۶ جمادی‌الثانی ۱۲۶۳ قمری به طول انجامید؛ چیزی در حدود چهار سال. در انتهای این نشست‌ها، سرانجام معاهده‌ای بسته شد که بر اساس آن، ایران به بخش بسیار مهمی از خواسته‌های خود رسید و حاکمیتش به‌ویژه در منطقه «کرند» و «خرمشهر» تثبیت شد. از آنجا که پرداختن به جزئیات این مذاکرات، بیرون از حوصله نوشتار حاضر است، تلاش می‌کنیم به اختصار رویکرد و رفتار طرفین مذاکره را به عنوان حاضران در یک نشست دیپلماتیک راهبردی، مورد ارزیابی قرار دهیم.

نخست؛ شرایط حاکم بر مذاکرات

دولت عثمانی از وضعیت ایران پس از ماجرای هرات و اثرات ناشی از شکست ایران آگاه بود. آن‌ها کمی پیش از آغاز مذاکرات و برای زیر فشار قرار دادن نمایندگان دولت ایران، فرمان حمله به کربلا و قتل‌عام زائران ایرانی را صادر کردند. ۲۲هزار نفر در این هجوم کشته شدند. این فشارها حتی پس از شروع مذاکرات هم ادامه داشت. گزارش‌های مکرری از هجمه به سرحدات ایران در منطقه خوی و کرمانشاه به تهران و ارزنةالروم ارسال می‌شد. به نظر می‌رسید انگلیسی‌ها نقش مهمی در این رویکرد داشته‌اند؛ هرچند در ظاهر به دنبال کم کردن خصومت‌ها و تنش میان دو کشور بودند. از طرفی دولت عثمانی با نگاهی از بالا به پایین، وارد مذاکرات شده‌بود. آن‌ها به‌صراحت مدعی مالکیت خرمشهر شدند و در بسیاری از روزهای برگزاری جلسات، به نحوی وارد گفت‌وگو می‌شدند که موجب خشم نمایندگان ایران و خروج آن‌ها از جلسه شود. در روزهای برگزاری اجلاس – طی چهار سال – دولت عثمانی با تحریک اراذل و اوباش ارزنةالروم، آن‌ها را به بهانه‌های مختلف به سراغ نمایندگان ایران می‌فرستاد و در این توطئه‌ها چند نفر از اعضای هیئت ایرانی کشته شدند و حتی به میرزاتقی‌خان نیز جراحت‌هایی وارد آمد. هدف از این اقدام، فشار بر هیئت ایرانی برای عقب‌نشینی از خواسته‌هایش بود. از سوی دیگر، دولت ایران که در آن زمان اداره‌اش بر عهده حاجی‌میرزا آقاسی – صدراعظم صوفی‌مشرب و ضعیف محمدشاه – قرار داشت، در حمایت از هیئت دیپلماتیک کوتاهی می‌کرد. برخی معتقدند این سوگیری به دلیل واهمه آقاسی از میرزاتقی‌خان و محبوبیت وی نزد سپاهیان ایران، مستقر در آذربایجان بود.

دوم؛ شیوه‌نامه عبور از بحران

تکیه بر قدرت دفاعی قابل اتکا: میرزاتقی‌خان می‌دانست شرایط در داخل ایران به دلیل نوع مدیریت حاجی‌میرزا آقاسی و بیماری محمدشاه، چندان مساعد نیست. ایران به‌تازگی شورش بزرگ «آقاخان محلاتی» را از سر گذرانده بود؛ شورشی که برای تجزیه ایران و جدا کردن کرمان و بلوچستان از سوی بریتانیا طراحی شد. اما در همان حال، وجود برخی از سرداران وطن‌دوست و طرفدار میرزاتقی‌خان مایه دلگرمی بود. امیر در بسیاری از شرایط بحرانی بر همین نیروی وفادار و اندک نظامی تکیه می‌کرد و نتایج مؤثر می‌گرفت.

هیئت دیپلماتیک کارآمد: هیئت همراه میرزاتقی‌خان، هیئتی جمع و جور و کارآمد بود. او ۲۰۰ نفری را که در ابتدای کار توسط تهران روانه شده بود، مرخص کرد و فقط پنج عضو هیئت و تعدادی کارمند و نگهبان را نگه داشت که جمعیت آن‌ها به ۳۰ نفر نمی‌رسید. اعضای هیئت اصلی مذاکره عبارت بودند از: «میرزااحمد وقایع‌نگار» (سفیر ایران در عثمانی)، «میرزاحسین فراهانی» (ملقب به دبیرالملک، پسرعموی قائم‌مقام فراهانی و منشی مخصوص میرزاتقی‌خان و البته نویسنده کتاب «جغرافیای جهان‌نمای جدید»)، «چراغعلی‌خان زنگنه» (از مأموران دیوانی مورد اعتماد کامل میرزاتقی‌خان) و «جان داوود» (مترجم رسمی دولت ایران و از ارامنه وفادار به حکومت مرکزی که بعدها نماینده امیرکبیر در اروپا و مأمور استخدام معلم برای دارالفنون شد). با نگاهی به ویژگی‌های هیئتی که امیرکبیر با خود به ارزنةالروم برده‌بود، دو ویژگی را می‌توان در آن‌ها تشخیص داد: وفاداری و تخصص. این افراد به نحو مؤثری می‌توانستند امیر را در گرفتن تصمیم‌هایش یاری کنند. از سوی دیگر، خود میرزاتقی‌خان نیز توانایی‌های ویژه‌ای برای مذاکره داشت که از هر جهت وی را ممتاز می‌کرد. او زبان ترکی استامبولی را می‌دانست و به‌راحتی با نماینده دولت عثمانی به صورت مستقیم و بدون نیاز به مترجم وارد مذاکره می‌شد. امیر اصول دقیق دیپلماسی را می‌دانست، برآشفته نمی‌شد و با نگاه به هدف، آستانه تحمل خود را در حد بالایی نگه می‌داشت. کلنل ویلیامز، نماینده انگلیس در مذاکرات ضمن گزارش‌های خود به دولت متبوعش به این توانایی‌ها اشاره می‌کند و می‌نویسد: «راجع به وزیر نظام (امیرکبیر بعدی) باید گفت که بسیار سنجیده سخن می‌گفت، موقع‌شناس بود و در مذاکرات شیوه‌ای بسیار ماهرانه داشت. می‌دانست کجا باید دست بالا را بگیرد و کجا کوتاه بیاید، کجا استوار باشد و تندی نماید و کجا باید گذشت کند و نرمی به خرج دهد. پی برده بود در چه اموری ما و روس‌ها با هم سازش و موافقت داریم و در چه موارد سیاستمان همسان نیست. رفتار میرزا تقی‌خان چه در محیط کنفرانس و چه در شهر، بسیار سنگین و متین است، به‌حدی که احترام دوست و دشمن را به خود جلب می‌کند». امیر به‌قدری با ظرایف چنین مذاکراتی آشنا بود که حتی دعوت حاکم ارزنةالروم را برای میزبانی از هیئت ایرانی در طول مذاکرات نپذیرفت و با احترام فراوان آن را رد کرد. در همان حال، تا جایی که می‌توانست با نماینده عثمانی به صورت دو نفره و بدون حضور نمایندگان روس و انگلیس صحبت می‌کرد تا بتواند به حصول توافق نزدیک‌تر شود. چنین به نظر می‌رسد که امیرکبیر، تعدد افراد و جناح‌های حاضر در اجلاس را با رسیدن سریع به توافق در تضاد می‌دید. او به دلیل تلاش‌های شبانه‌روزی‌اش به‌شدت بیمار و حتی آثار فلج در دستش ظاهر شد، اما حاضر به ترک مذاکره و کوتاه آمدن نبود.

به طور خلاصه می‌توان گفت هیئت ایرانی در تمام مدت چهارسال حضور در ارزنةالروم، هیچ‌گاه حزم و احتیاط را از دست نداد و موجب به هم ریختن جلسه‌ها نشد، اما این به معنای سکوت مطلق در برابر خواسته‌های ناحق نبود و در مواقع لزوم، این صدای هیئت ایرانی بود که با رعایت کامل ادب و اصول دیپلماتیک، بالا می‌رفت و درنهایت با اتکا به ادله موثق، ادعاهای ایران را ثابت می‌کرد. معاهده ارزنةالروم، یک نمونه بسیار عالی از الگوی دیپلماسی ایرانی است که اتفاقاً در برهه‌ای بسیار مشوش از تاریخ ایران به ثمر نشست و دستاوردهای آن برای سال‌ها باقی ماند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha